قاسمى حسينى گنابادى
66
شاه اسماعيل نامه ( فارسى )
نبرد اسماعيل با الوند بيگ مىپردازد كه در نهايت به گريز او به ارزنجان مىانجامد . و ) فتح تبريز و تاجگذارى اسماعيل پس از پيروزى بر الوند بيگ با اقتدار وارد تبريز شد . زمان دقيق ورود اسماعيل به تبريز در منابع مختلف ، بين سالهاى 906 تا 908 ق متفاوت آمده است 67 . امّا به اعتبار اكثر منابع ، سال 907 ق ، يعنى همان سالى كه بر الوند بيگ پيروزى يافت ، صحيحتر به نظر مىرسد . اسماعيل در همين سال بر تخت سلطنت نشست و خود را شاه ايران خواند . فلسفى 68 تاريخ دقيق سلطنت اسماعيل را دوم رمضان 907 نوشته است . شاه اسماعيل در نخستين اقدام شاهانهء خود ، مذهب شيعه را مذهب رسمى اعلام كرد و به موذّنان مساجد و معابد امر كرد كه لفظ « أشهد أنّ عليّا ولى اللّه » و « حىّ على خير العمل » را در اذان و اقامه داخل كنند 69 . او در ترويج مذهب شيعه ، از هيچ كوششى دريغ نكرد و با قدرت تمام ، كه از آن با عنوان « ستمكارى و خونريزى » ياد شده است ، در برانداختن مذهب تسنّن اقدام كرد 70 . شاه اسماعيل خود را در اشاعهء شيعه مأمورى مىدانست كه از جانب ، « خداى عالم و حضرات ائمّهء معصومين » موظّف به اجراى فرمان بود . شاه اسماعيل در تبريز « گروهى از مريدان خود به نام « تبرّائيان » را نيز مأمور كرد كه در كوچه و بازار بگردند و به آواز بلند خلفاى سهگانه و دشمنان على و دوازده امام ( ع ) و سنّى مذهبان را لعن كنند . هركس كه لعن و طعن تبرّائيان را مىشنيد ناچار بود كه به صداى بلند بگويد : « بيش باد و كم مباد ! » و هرگاه در اين گفتار تأمّل و تغافل روا مىداشت خونش بىدرنگ به دست تبرداران و قورچيان شاه ريخته مىشد » 71 . خاندان و وابستگان خانوادهء آق قوينلو نيز از تعرّض شاه اسماعيل در امان نماندند و ، با اينكه از منسوبان وى بودند ، تحت شكنجه و آزار قرار گرفتند . شاه اسماعيل در تبريز پايههاى قدرت خود را استحكام بخشيد . او حسين بيگ لله شاملو را كه از صوفيان لاهيجان و ياران صديق پدرش ، سلطان حيدر ، بود ، به مقام امير الامرايى و « وكالت نفس همايون » منصوب كرد 72 . اين مقام بالاترين رتبه پس از پادشاهى و در حكم نيابت شاه اسماعيل بود . مقام وزارت ديوان اعلى ، كه مرتبهاى پايينتر از مقام امير الامرايى بود ، به امير زكريّا كججى محوّل شد 73 . او « وزير پادشاهان